جنوبی ترین مرد

دلنوشته ها وسروده های یک خوزستانی خونگرم -اشعار سیاسی و درد نوشته های دلی پردرد

دلنوشته ها وسروده های یک خوزستانی خونگرم -اشعار سیاسی و درد نوشته های دلی پردرد

جنوبی ترین مرد

نمیدانم که هستم هرکه هستم
قلم چون تیغ میرقصد به دستم

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

۱۸ مطلب با موضوع «مطالب متفرقه نوشته های خودم» ثبت شده است

مادر عصری زندگی میکنیم که فاصله ی جوامع بشری روز به روز کمتر میشود و سخن از جهانی شدن درمیان است .هدفی که تحقق آن به معنای رسیدن دنیا به عصر آرامش است .زمانی که  اختلافات درمیان جوامع بشری به حداقل ممکن رسیده و اقوام و ملل دنیا باتوجه به اشتراکاتشان که ازملاک ومبنا قرار دادن مفاهیم والای انسانی وبا هدف اعتلای  کرامت انسانهاست،یکدیگر را درآغوش گرفته باشند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۴۱
salim hamadi
ﺍﺯ دکتر ﻣﺼﺪﻕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﻓﺮﻕ ﺑﻴﻦ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ فاسد ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻳﻚ ﻣﺪﯾﺮ فاسد  ﻏﺮﺑﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺍﺳﺖ!
ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻰ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻴﺞ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻰ ،ﻭﻟﻰ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻞ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻜﻨﻰ ﻭ ﻛﺎﺷﻰ ﻭ ﺳﺮﺍﻣﯿﮏ ﻫﺎﻯ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻭﺭ ﺁﻧﺮﺍ بشکنی ﻭ ﺳﻴﻤﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺁﻧﺮﺍ ﻫﻢ ﺧﺮﺩ ﻛﻨﻰ و بوى گندى راتحمل کنی ، ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻰ ﺁﻧﺮﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ!
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۶ ، ۰۲:۵۵
salim hamadi
این نوشته بزرگان دنیا را به چالش کشید 
نظر شما چیه؟
.
تصور کنید،
  مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم  برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند. 
کُلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
١- آیا کار آن مرد درست بود؟
٢- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
داستان معروف کُلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی  شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است. 
- زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
- کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است. 
کُلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۶ ، ۰۲:۴۷
salim hamadi
با تقدیم لایحه ی بودجه سال ۹۷ به مجلس ،میزان مردمی بودن و مردم گرایی دولت آقای روحانی بخوبی مشخص شد
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۰۴:۰۸
salim hamadi
حاکمی کشوری را اشغال کرد ، به وزیر خود گفت :
 قوانینی وضع کن تا دهن این ملتو سرویس کنیم .
فردای آن روز وزیر نزد حاکم آمد و قوانین را خواند ! !
1- مالیات 3 برابر فعلی
2- حقوق یک چهارم عرف بقیه کشورها
3- حاکم صاحب جان و مال همه مردم است
4- آرغ زدن ممنوع 
حاکم گفت : بند 4 چه معنی دارد؟؟؟
وزیر گفت :
 بند 4 سوپاپ اطمینان است بعد متوجه معنی آن خواهید شد . 
جارچیان قوانین را اعلام کردند . 
ملت گفتند : 
اینکه جان و مال ما از آن حاکم باشد توجیه دارد چون ایشان صاحب قدرت است ولی یعنی چه نتوانیم آرغ بزنیم .!!!!!!
مردم برای اینکه از امرحاکم نافرمانی کرده باشند در کوچه و پس کوچه ها آرغ میزدند و میگریختند . 
جلسات شبانه ارغ برگزار می کردند و هر گاه ارغ میزدند احساس می کردند که کاری سیاسی انجام میدهند ماموران هم مدام در حال دستگیری افراد ارغ زن بودند و گاهی به منازل و رستورانها یورش میبردند و ارغ زنها را دستگیر می کردند ، ،
روزی حاکم به وزیر گفت الان معنی سوپاپ اطمینانی که گفتی را می فهمم چون باعث شده که هیچکس به 3 قانون اول توجه ای نکند
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۶ ، ۱۴:۲۰
salim hamadi
چندی پیش مطلبی خواندم که خواندن آن خالی از لطف نیست .واقعا ماایرانیان اگر نبوغی راکه برای کارهای خلاف خرج میکنیم در مسیر درست استفاده میکردیم امروز شاید از پیشرفته ترین کشورهای دنیا بودیم .اما عجیب اینکه تنها در زمینه ی خلاف نبوغ ازخود نشان میدهیم .خودتان بخوانید و قضاوت کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۲۳:۵۶
salim hamadi
 
بی شک ماایرانیان را میتوان مظهرالعجائب نامید
ملتی با رفتارهای عجیب و متناقض.
ملتی با کمترین سرانه ی مطالعه و بیشترین ادعا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۲۳:۴۴
salim hamadi
اسلام در جامعه ما یعنی «اسلام فقاهت»
یعنی تسلط فقه بر معنی اسلام.
بخواهیم یا نخواهیم. پرچمداران  اسلام درکشورمان  اسلام را در احکام می‌دانند و از نظرشان جامعه‌ی اسلامی یعنی جامعه‌ای که در آن احکام رعایت می‌شود. 
این در حالی است که شهید مطهری در اوایل انقلاب گفته بودند که تا وقتی که جامعه اسلامی تشکیل نشده است نباید احکام اسلام را به زور اجرا کرد. اما اگر از این آقایان بپرسید که جامعه اسلامی چه جامعه‌ای است می‌گویند جامعه‌ای که در آن احکام اسلام اجرا می‌شود. این در حالی است که این‌گونه نیست. 
و جامعه اسلامی جامعه‌ای است که در آن حداقل‌ها برای مردم تأمین است.جامعه ی اسلامی جامعه ایست که در آن مساوات و برابری وجود داشته باشد.تبعیض و ظلم نباشد .رانت خواری نباشد .فرصتها ومنابع عادلانه تقسیم شوند .رفتار مسئولین انسان را شیفته ی اسلام نماید .
باید ابتدا به من مسکن و زن و حقم را از بیت المال بدهید بعد اگر دزدی کردم و ... حکم اسلام را در مورد من جاری کنید. 
متأسفانه تلاش شریعتی‌ها برای نشان دادن این که اسلام این احکام نیست و احکام در اسلام در بهترین حالت فقط ده درصد ماجراست و تازه آن هم داستان خاص خودش و برداشت‌های خاص خودش را دارد، به نظر می‌رسد که با ترفند آقایان بی‌نتیجه ماند و اسلام در نظر مردمان همان شد که علی (ع) یک زمانی پیش‌بینی کرده بود:
 «اسلام را چون پوستینی وارونه خواهند پوشید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۱:۵۶
salim hamadi

امروز کشورمان میزبان همایش وحدت اسلامی بودکه به مناسبت ولادت پیامبراکرم(ص)و هفته ی وحدت برگزار گردید.در این همایش تعدادی از علماء و اندیشمندان ازسایرکشورهای اسلامی حضورداشتند و درخصوص لزوم وحدت و راهکارهای ایجاد وحدت میان مسلمانان و مسائل دیگر بحث وتبادل نظر صورت گرفت .

بنده هیچ ادعایی در علوم دینی ومذهبی نداشته وندارم بااینحال قصددارم دیدگاه خودرابعنوان یک مسلمان مطرح نمایم .

بی تردید مساله ی وحدت اسلامی از مهمترین و اساسی ترین مسائل دنیای اسلام است و قطعا هدفی بزرگ و مقدس است و هراقدامی دراین خصوص ارزشمند و قابل تقدیر است حتی اگر نیت واقعی برگزار کنندگان چنین همایشی بیش ازانکه رسیدن به وحدت باشد بیشتر کار تبلیغاتی بوده باشد .

آنچه اهمیت دارد آن است که ببینیم چنین همایشی چقدر درتحقق وحدت اسلامی مثمرثمر خواهد بود؟

بی شک وحدت حقیقی زمانی محقق گردیده است که همه ی مسلمانان تنهایک دین وآیین داشته باشند .

اینکه مسلمانان چندین فرقه باشند و درعین حال دم از وحدت بزنند عملا بی فایده و بی ارزش است و این را تجربه به اثبات رسانده است .کاملا مشخص است که هنوز اراده ای محکم و همگانی برای رسیدن به وحدت واقعی که تنها بابازگشت به اسلام راستین محقق میگردد وجود ندارد و میتوان پیش بینی کرد که این بار نیز هیچ نتیجه ی مثبتی حاصل نخواهد شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۰۰:۴۲
salim hamadi

عمریست که مشغول قلم رقصانی ام و مینویسم. دیگرحتی برایم مهم نیست که چه مینویسم وبرای که مینویسم. 

شاید تنها دلیل این روزهایم برای نوشتن این باشد که سعی دارم خودم را در لا به لای ازدحام کلمات پنهان سازم وبرای لحظاتی دردهایم را ازیاد,ببرم.

دردهایم دیگر آنقدربزرگ شده اند که تحمل آنها توان  چهل مرد رامیطلبد. دردهایم آنقدربزرگ شده اندکه دیگر وقتی بخود مینگرم چیزی جز تصویردرد نمیبینم. حسی بجزدرد را احساس,نمیکنم. فکری که فارغ ازدرد باشد در سر ندارم. حتی خوابیدنم هم همراه درد است, تا پاسی از شب دردها مجال خوابیدن بمن نمیدهند وزمانی که از فرط خستگی بخواب میروم کابوسی راه نفسم را می بنددو گلویم را میفشارد. میخواهم در گذشته سیر نکنم. چه کنم که امروزم هم درد,دارد. میخواهم فقط به  اینده بیندیشم فردایم هم اکنده از درد است.

به پشت سرم مینگرم دردها وزخمهای دهان باز کرده والتیام نیافته را میبینم. به کنارم مینگرم جای خالی کسانی را میبینم که به امتداد حضورشان درکنارم خطی از درد برایم به یادگار بجا گذاشته اند. در واقع من دیگر چیزی جز درد را نمیشناسم و نمیبینم. تمام واژه ها برایم بی معنا شده اند. تمام کلمات از قاموس اندیشه ام پاک شده اند,وتنها یک کلمه است که هر لحظه و هر دم به اشکال مختلف در قلمرو اندیشه و فکرم خودنمایی میکندو آن کلمه درد,است. مدتی است که دیگر به دردهایم خو گرفته ام ونمیتوانم خودم را بدون آنها تصور کنم. دردها قسمت اعظم وجودم را احاطه کرده اند.شاید,اگر کسی نامم رابپرسد,بی اختیار و ناخوداگاه خودم را درد بنامم. چون خود تصویر ی عینی, و مجسم از دردم وبدون آنها دیگر نمیدانم چگونه میتوانم زندگی کنم. 

اما باتمام وجود خداوند مهربان را بخاطر همه دردهایم شکر میگویم چرا که میدانم درد کشیدن هم لیاقت میخواهد,وخدا چنین لیاقتی رانصیب هرکس نمیکند,.همینکه میدانم  خداوند بمن التفات دارد,و مرا لایق دردکشیدن  دانسته هزاران بار شکرگذارم و از دردهایم نیز,سپاسگزارم که نشانه های لطف خدا به این بنده حقیرند. 

هرگز دعانمیکنم که خداوند,دردهایم را ازمن بگیرد,بلکه دعا میکنم به درک و فهم انچه مقصود خداست برسم و انچه را که باید , بیاموزم .باشد که خداوند,از بنده راضی و خوشنود گردد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۰:۰۸
salim hamadi